نقش پای فساد در نابودی تمدن صفوی

سه‌شنبه 7 اردیبهشت 1395 ساعت 09:12

بنام خدا 

مرحوم ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب "سیاست و اقتصاد عصر صفوی" ذیل بحث  علل نزول و سقوط تمدن صفویه در فصل "تجمل ، آشیانه فساد" به بحث اسیر گیری و غلام بچه و ... از گرجستان می پردازد که این اسرا که اغلب پسران زیبایی بودند بین امرا و سربازان و ... قسمت شدند و وجود همین زنان و دختران و غلام بچه های گرجی به شیوع فساد در جامعه و علی الخصوص خواص جامعه کمک شایانی کردند ، ماجرا هایی شنیدنی مثال می زند :  

 

"شاردن گوید که من در تبریز و ایروان قهوه خانه های بزرگی دیدم که پر از پسرانی بود که خویشتن را به مانند زنان روسپی عرضه می داشتند. شاه عباس دوم طفلی را به زینا قهوه چی سپرده بود . پسر بر اثر تجاوزی که به او شد به قهوه چی حمله برد و او را زخمی کرد ولی شاه بجای تنبیه قهوه چی دستور داد شکم بچه را پاره کردند! 

و این درست مقابل رفتاری است که شاه عباس اول با چنین نابکارانی داشت . بدستور شاه عباس اول مردی را که به چنین کارها اقدام کرده بود در همان محل کارش به قتل رساندند. (شاردن جلد ۷ صفحه ۲۵۷) "  

استاد باستانی پاریزی در چند صفحه بعد (ص۲۲۸) به قول تاورنیه سیاح و مستشرق دیگری به ماجرای دیگری اشاره می کند تا فرق بین سلطنت شاه عباس کبیر را با شاه عباس دوم روشنتر نماید:

 

"به قول تاورنیه ، ساروتقی در زمان شاه عباس بزرگ حکمران گیلان بود و یک غلام بچه امرد*  خوشگلی داشت که با عنف او را مالک شده بود و بقول شاردن ، بر اثر تجاوز به طفل مورد خشم شاه قرار گرفت. 

آن جوان برای کشیدن انتقام به اصفهان رفت . پس از آنکه شاه عباس اظهارات او را شنید حکومت گیلان را به آن جوان داد و حکم کرد که به محض رسیدن به گیلان سر ساروتقی را به توسط صاحب منصبی که همراه او فرستاد به اصفهان بفرستد. 

ساروتقی که متوجه شکایت شده بود ، برای پیش گیری از خشم شاه ، خیالش به جائی نرسید جز اینکه آن آلتی را که با آن مرتکب این کار شده بود تماماً قطع نمود! و با همان حالت خراب در تخت روانی نشسته ، از بیراهه متوجه اصفهان شد و با حالت نقاهت به اصفهان رسید و یک راست وارد دربار شد و پس از تحصیل اجازه ، آلت گنهکار خود را با عریضه درخواست عفو در سینی طلایی گذارده به حضور شاه رفت ! شاه چون دید او خود را در کمال سختی تنبیه کرده است ، از تقصیر او درگذشت و او مجدداً به حکومت گیلان رسید ... این شخص در زمان شاه صفی به صدارت عظمی رسید و بر اثر این جراحت ، بقول شاردن ، ساروتقی تا پایان عمر چکمه بلند می پوشید تا ادرارش در آن ضبط شود."  

در جای دیگری از همین فصل کتاب سرگذشت دیگری از همین ساروتقی در زمان شاه عباس دوم را نقل می کند: 

 

" ساروتقی در کمال پیری دو غلام زیبا رو در کنارش بود و یک روز که ایشان را بقول شاردن " با چشمان خود خورد!" به حالت تاثر بطرف جمع برگشت و گفت " بخت شگفت انگیز مرا بنگرید . هنگامی که مرا دندانهای خوبی بود ، قطعه استخوانی نصیبم نمی شد ولی اکنون که دندانهایم فرو ریخته قطعات لذیذی پیشم نهاده اند " 

وقت پیری آمد آن سیب زنخدانم بدست  

میوه ام داد آسمان روزی که دندانم گرفت 

... البته ساروتقی بالاخره بدست شاه عباس دوم بقتل رسید ."  

توضیح : در جنگ گرجستان در سال 1025 هجری قمری در مدت 20 روز هفتاد هزار نفر از گرجی ها به قتل رسیدند و 130 هزار نفر ( زن و دختر و پسر ) اسیر شدند. در جنگ سال 1027 هجری قمری نیز 10 هزار نفر اسیر گرجی از زن و مرد همراه خود آوردند.

* امرد در لغت نامه دهخدا جوان بی ریش و ساده زنج و بی موی معنی گردیده است.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.