بنام خدا
توضیح : این مقاله در وبلاگ بصیر درج شده بود که قسمت اعظم مقاله توسط سایت پرشین بلاگ از بین رفت و جهت استفاده در اینجا نیز درج می گردد.
آیات
ترجمه آیات (مکارم )
بقره : ۲۲۲-۲۲۳
وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ( 222)
نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا ِلأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ(223)
و از تو، در باره خون حیض سؤال مىکنند، بگو: «چیز زیانبار و آلودهاى است( آن رنجى است (براى زنان)) ؛ از اینرو در حالت قاعدگى، از آنان کنارهگیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبهکنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.
زنان شما، محل بذرافشانى ( کشتزار ) شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید ( پس براى کشت فرزند صالح) بدانها نزدیک شوید هرگاه (مباشرت آنان) خواهید ، مىتوانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح ) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده!
نساء : ۳۴
الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللّهُ وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیرًا(34)
مردان بر زنان تسلط دارند و از آن جهت که از مال خود نفقه مىدهند، پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوى عفیفند و فرمان خداى را نگاه مىدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دورى کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبردارى کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلندپایه و بزرگ است. نساء : ۱۵-۱۶
وَ اللاّتی یَأْتینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتّى یَتَوَفّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبیلاً(15)
وَ اللَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللّهَ کانَ تَوّابًا رَحیمًا(16)
و از زنان شما کسانى که مرتکب عملى شنیع - زنا - شوند ، علیه آنان چهار شاهد بگیرید ، پس اگر شهود شهادت دادند باید ایشان را در خانهها زندانى کنید ، تا مرگشان فرا رسد و آنان را بگیرد و یا خدا راهى برایشان پدید آورد ( 15 ) .
و آن دو را که این عمل شنیع را مرتکب شوند شکنجه دهید ، اگر توبه کردند و به صلاح آمدند دست از آنان بدارید ، که خدا توبه پذیر مهربان است ( 16 ) .
* توضیح و تفسیر این آیات در ذیل مطلب
سوره نور : ۶-۱۰
وَ الَّذینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقینَ(نور 6)
وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَیْهِ إِنْ کانَ مِنَ الْکاذِبینَ(7)
وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکاذِبینَ(8)
وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَیْها إِنْ کانَ مِنَ الصّادِقینَ(9)
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَکیمٌ(10) و کسانى که زنان خود را به زنا متهم مىکنند و شاهدى جز خود ندارند، هر یک از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا که از راستگویان است.
و بار پنجم بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد که آن مرد دروغ مىگوید، حد از او برداشته مىشود.
و بار پنجم بگوید که خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگویان باشد.
چه مىشد اگر فضل و رحمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است نمىبود؟ و اگر نه این بود که خدا توبهپذیر و حکیم است؟
** توضیح جالبی در باره این آیات (مسئله « لعان » )رااز زبان گویای استاد شهید مطهری را در وبلاگ بصیر ( مقاله فوق الاشاره ) خواندیم .
ترجمه آیات توسط PICKTHAL ترجمه آیات توسط نویسنده « زن در اسلام »
Your women are a tilth for you (to cultivate) so go to your tilth as ye will, and send (good deeds) before you for your souls, and fear Allah, and know that ye will (one day) meet Him. Give glad tidings to believers, (O Muhammad).
II/223:
Your women are a tilth for you (to cultivate). So go to your tilth as ye will
...
Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other, and because they spend of their property (for the support of women). So good women are the obedient, guarding in secret that which Allah hath guarded. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them. Then if they obey you, seek not a way against them. Lo! Allah is ever High, Exalted, Great.
IV/34:
Men are in charge of women, because Allah hath made the one of them to excel the other.. As for those from whom ye fear rebellion, admonish them and banish them to beds apart, and scourge them
As for those of your women who are guilty of lewdness, call to witness four of you against them. And if they testify (to the truth of the allegation) then confine them to the houses until death take them or (until) Allah appoint for them a way (through new legislation)
And as for the two of you who are guilty thereof, punish them both. And if they repent and improve, then let them be. Lo! Allah is ever relenting, Merciful
***حتی اگر مثل بنده به زبان انگلیسی تسلط ندارید تنها به کلمات و واژه ها دقت فرمایید تا بعد ...
IV/15:
(For women) If any one of your women is guilty of lewdness ...confine them until death claims them.
IV/16:
(For Men) If two men among you commit indecency (sodomy) punish them both. If they repent and mend their ways, let them be. Allah is forgiving and merciful.
As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves; let the testimony of one of them be four testimonies, (swearing) by Allah that he is of those who speak the truth;
And yet a fifth, invoking the curse of Allah on him if he is of those who lie
XXIV/6-7:
As for those who accuse their wives but have no witnesses except themselves , let the testimony of one of them be four testimonies
...
*** توضیح ضروری : چنانچه از مقابله دو ترجمه ملاحظه فرمودید ، نویسنده محترم ( یا محترمه ) از ترجمه پیکتال ( PICKTHAL ) استفاده کرده است ( تمامی ترجمه ها ) و حتی ترجمه ایه ۱۵ سوره نساء ترجمه پیکتال می باشد ولی چنانچه به ترجمه آیه ۱۶ نساء توجه فرموده باشید ملاحظه کرده اید که ترجمه ایشان با ترجمه پیکتال کاملا متفاوت است ، چرا ؟!
پیکتال در هر دو مورد زن و مرد از واژه guilty ( گنهکار ) استفاده کرده است و حال انکه نویسنده مذکور برای زنان کما فی السابق ترجمه پیکتال را عینا آورده است ( ترجمه آیه ۱۵ ) ولی در باره مردان سعی کرده است از بکار بردن این واژه طفره رود و بجای ان از واژه sodomy ( انحراف جنسی ، لواط ) استفاده نماید که ابدا در ایه فوق هیچ اثری از واژه ای که بتوان انرا چنین معنی کرد یافت نمی شود . وی به چه علتی در ترجمه این ایه روال خود را بهم زده و از ترجمه پیکتال استفاده نکرده است ؟
و نیز در ایه ۱۵نساء ترجمه قسمت پایانی ایه را نیاورده و عملا در ترجمه دست برده و عبارت ... to the houses ( ایشان را در خانهها زندانى کنید ) را حذف وانرا تحریف کرده است . و علتش نیز کاملا معلوم است !
*توضیح و تفسیر ایات ۱۵-۱۶ نساء :
بار دیگر ترجمه فارسی این ایات و نیز ترجمه فارسی ترجمه ایشان را با هم مقابله می کنیم :
ترجمه فارسی ایه ( مکارم ) ترجمه فارسی ترجمه فوق
و کسانى از زنان شما که مرتکب زنا مىشوند چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبید اگر گواهى دادند آنان ( زنان ) را در خانههاى ( خود ) نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا اینکه خداوند راهى براى آنها قرار دهد . (۱۵)
و آن مردان و زنانى که ( همسر ندارند و ) اقدام به ارتکاب آن عمل ( زشت ) مىکنند آنها را آزار دهید ( و حد بر آنها جارى نمائید ) و اگر ( براستى ) توبه کنند و اصلاح نمایند ( به جبران گذشته پردازند ) از آنها درگذرید زیرا خداوند توبه - پذیر و مهربان است .(۱۶)
سورهُ نسا آیه 15: زنانی که عمل ناشایست انجام دهند 4 شاهد مسلمان بر آنها بخواهید. چنانچه شهادت دادند آنها را در خانه نگه دارید تا زمان مرگشان فرا رسد.
سورهُ نسا آیه 16: اگر در میان شما دو مرد مبادرت به عمل زشتی کردند. هر دو را مجازات کنید. اگر توبه کردند آنها را به حال خود واگذارید.
در اینجا نیز مترجم فارسی ضمن اینکه در ترجمه مطلب فوق رعایت امانت را نکرده است و از ترجمه های متداول فارسی استفاده نموده ولی باز هم قسمت پایانی آیه را نیاورده است ( « یا خدا راهی برایشان پدید آورد » نشان دهنده موقتی بودن این ایه است ؛ همان بحث ناسخ و منسوخ ) .
گزیده ای از تفسیر نمونه ( جلد سوم - ص ۳۰۷-۳۱۰ ):
و اللاتى یاتین الفاحشة ... واژه فاحشة چنانکه قبلا هم اشاره کردهایم ، در اصل به معنى کار و یا گفتار بسیار زشت است و اگر در مورد زنا و عمل منافى عفت به کار مىرود ، نیز بهمین مناسبت است . و این کلمه در 13 مورد در قرآن مجید آمده است ، که گاهى در مورد زنا و گاهى در مورد لواط و گاهى در اعمال زشت ننگین به طور کلى استعمال شده است .
همانطور که غالب مفسران از آیه شریفه فهمیدهاند ، آیه اشاره به مجازات زنان شوهردارى است که آلوده فحشاء مىشوند ، و مىگوید : اگر همسران شما آلوده به زنا شدند ، چهار نفر را به عنوان شهود بر این کار دعوت کنید ، اگر چهار نفر به این موضوع گواهى دادند ، آنها را در خانهها محبوس سازید ، تا مرگ آنها فرا رسد . دلیل بر اینکه آیه فوق اشاره به زناى محصنه مىکند ، علاوه بر قرینهاى که در آیه بعد است ، تعبیر به من نسائکم ( از همسرانتان ) مىباشد ، زیرا این تعبیر در مورد همسران در قرآن مکرر وارد شده است ، بنا بر این مجازات عمل منافى عفت براى زنان شوهردار در این آیه حبس ابد تعیین شده است . ولى بلا فاصله مىگوید : او یجعل الله لهن سبیلا ( و یا اینکه خداوند راهى براى آنها قرار بدهد ) بنا بر این باید مجازات حبس در باره آنها ادامه یابد ، تا مرگ آنها فرا رسد ، و یا اینکه قانون جدیدى از طرف خداوند براى آنها معین شود . از این تعبیر استفاده مىشود که این حکم ، یک حکم موقت بوده ، و از همان آغاز اعلام شده است که در آینده ( پس از آماده شدن محیط و افکار ) حکم جدیدى در باره آنها نازل خواهد شد ، و در آن موقع زنانى که مشمول این قانون شدهاند ، و هنوز در قید حیات هستند ، طبعا از زندان آزاد خواهند شد ، و مجازات دیگرى نیز در مورد آنها عملى نخواهد گردید ، آزادى آنها از زندان بخاطر الغاى حکم سابق است ، و اما عدم اجراى مجازات جدید در باره آنها بخاطر این است که قانون مجازات شامل مواردى که قبل از آمدن قانون انجام یافته نمىگردد ، و به این ترتیب قانون آینده هر چه باشد راهى براى نجات این زندانیان است ، ولى البته این قانون جدید شامل حال تمام کسانى که در آینده مرتکب مىشوند خواهد بود ( دقت کنید ) .
و اما اینکه بعضى احتمال دادهاند که منظور از جمله او یجعل الله لهن سبیلا این است که خداوند به وسیله دستور آینده در باره سنگسار کردن این گونه افراد ، راهى براى آزادى آنها گشوده است درست نیست ، زیرا هیچگاه با تعبیر لهن سبیلا ( راهى به سود آنان ) سازگار نمىباشد چه اینکه اعدام راه نجات نمىباشد . زیرا مىدانیم قانونى که بعدا در اسلام براى مرتکبین زناى محصنه ، مقرر گردید ، قانون رجم ( سنگسار کردن ) بود . ( این قانون در احادیث پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) به - طور مسلم وارد شده است ، اگر چه در قرآن به آن اشارهاى نگردیده است ) . از آنچه در بالا گفتیم ، روشن مىشود ، که آیه فوق هرگز نسخ نشده ، زیرا نسخ در مورد احکامى است که از آغاز به صورت مطلق گفته شود ، نه به صورت موقت و محدود ، در حالى که آیه فوق حکم حبس ابد ، را به عنوان یک حکم محدود و موقت ذکر کرده است . و اگر مشاهده مىکنیم که در پارهاى از روایات تصریح شده ، که آیه فوق به وسیله احکامى که در باره مجازات عمل منافى عفت دارد شده ، نسخ گردیده است ، منظور از آن نسخ اصطلاحى نیست ، زیرا نسخ در زبان روایات به هر گونه تقیید و تخصیص حکم گفته مىشود . ( دقت کنید ) .
ضمنا باید توجه داشت که دستور محبوس ساختن اینگونه زنان در خانهها حکمى است که از یک سو به نفع آنهاست زیرا از محبوس ساختن در زندانهاى عمومى به مراتب بهتر است ، و از سوى دیگر تجربه نشان داده که زندانهاى عمومى اثر عمیقى در آلوده شدن اجتماع دارد زیرا این مراکز معمولا به صورت آموزشگاه بزرگ مفاسد درمىآید که افراد مجرم در آنجا تجربیات خود را در معاشرت دائمى توام با وقت وسیع در اختیار یکدیگر مىگذارند .
و اللذان یاتیانها منکم ... سپس در این آیه حکم زنا و عمل منافى عفت غیر محصنه را بیان مىکند ، و مىفرماید : مرد و زنى که ( همسر ندارند ) و اقدام به ارتکاب این عمل زشت مىکنند ، آنها را آزار ( مجازات ) کنید . گرچه در این آیه تصریحى به زناى غیر محصنه نشده ، ولى از آنجا که این آیه دنبال آیه گذشته آمده ، و مجازاتى که براى زنا در این آیه ذکر شده با مجازات آیه گذشته تفاوت دارد ، و از آن خفیفتر است استفاده مىشود که این حکم در باره آن دسته از مرتکبین زنا است ، که در آیه قبل داخل نبودهاند ، و از آنجا که آیه قبل با قرینهاى که اشاره شد ، مخصوص زناى محصنه است نتیجه مىگیریم ، که این آیه حکم زناى غیر محصنه را بیان مىکند . این نکته نیز روشن است که مجازات مذکور در این آیه یک مجازات کلى است ، و آیه 2 سوره نور که حد زنا را یکصد تازیانه براى هر یک از طرفین بیان کرده ، مىتواند ، تفسیر و توضیحى براى این آیه بوده باشد ، و بهمین دلیل این حکم نیز نسخ نشده است .
در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیهالسلام) نیز در ذیل این آیه نقل شده ، که فرمود : یعنى البکر اذا اتت الفاحشة التى اتتها هذه الثیب فاذوهما یعنى : منظور از این آیه مرد و زن بىهمسر است ، که اگر مرتکب عمل منافى عفت شوند ، آنها را باید آزار داد ( و مجازات کرد ) .
بنا بر آنچه گفتیم کلمه اللذان اگر چه تثنیه مذکر است ، منظور از آن ، زن و مرد هر دو مىباشد ، و به اصطلاح از باب تغلیب است . جمعى از مفسران احتمال دادهاند که این آیه در باره عمل زشت لواط بوده باشد ، و آیه قبل را مربوط به مساحقه ( همجنسگرائى زنان ) دانستهاند ، ولى با توجه به رجوع ضمیر یاتیانها به کلمه فاحشة که در آیه قبل آمده است ، استفاده مىشود که نوع عمل منافى عفت که در این آیه آمده ، همانند نوعى است که در آیه قبل مىباشد ، بنا بر این یکى را در باره لواط و دیگرى را در باره مساحقه دانستن ، خلاف ظاهر است ( اگر چه هر دو نوع در یک جنس کلى یعنى همجنس گرائى مشترکند ) بنا بر این هر دو آیه در باره زنا است . از این گذشته مىدانیم که مجازات لواط در اسلام اعدام است ، نه آزار رساندن و یا تازیانه زدن ، و هیچ دلیلى نداریم که حکم آیه مورد بحث نسخ شده باشد .
فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان الله کان توابا رحیما . در پایان آیه اشاره به مسئله توبه و عفو و بخشش از این گونه گناهکاران کرده ، و مىفرماید : اگر آنها براستى توبه کنند و خود را اصلاح نمایند و به - جبران گذشته بپردازند ، از مجازات آنها صرفنظر کنید ، زیرا خداوند توبهپذیر و مهربان است . این دستور در حقیقت راه بازگشت را به روى این گونه خطاکاران گشوده است که در صورت توبه و اصلاح ، جامعه اسلامى آنها را با آغوش باز مىپذیرد و به صورت یک عنصر طرد شده اجتماع نخواهند بود . ولى البته ( همانطور که در کتب فقهى آمده ) توبه در صورتى صحیح است که قبل از ثبوت جرم در دادگاه اسلامى ، و اقامه شهود ، و صدور حکم دادگاه اسلام ، انجام یافته باشد ، و الا توبهاى که بعد از صدور حکم باشد هیچگونه تاثیرى نخواهد داشت . از این حکم ضمنا استفاده مىشود که هرگز نباید افرادى را که توبه کردهاند در برابر گناهان سابق مورد ملامت قرار داد ، جائى که حکم مجازات و حد شرعى ، با توبه ساقط بشود بطریق اولى باید مردم از گذشته آنها چشم بپوشند ، همچنین کسانى که این حد در باره آنها جارى مىشود و بعد از آن توبه مىکنند باید مشمول گذشت مسلمانان بوده باشند .
یا علی مدد
بسم الله
توضیح : این مقاله حدود 20 سال پیش نگارش یافته و در وبلاگ کشکول درج شده بود که به علت تغییرات در سایت پرشین بلاگ متاسفانه ساختار و فرمت آن از بین رفته است و البته قسمت اعظم آن نیز. بهرحال سعی می کنم در اینجا تا جاییکه بتوانم قابل خواندش کنم:
مقدمه :
بعضی از برادران اهل تسنن که به کلمه « ولی » حساسیت خاصی دارند و بسیار مایل و بلکه مشتاق هستند تا از چندین معنای « ولی » تنها « دوستی » ! و مشتقات انرا مد نظر قرار دهند و بر این معنا پافشاری می کنند که البته برای شیعه دلیل اینکار کاملا واضح و روشن است .
با نظری به ترجمه های انگلیسی ( که مترجمین یا اصلا مسلمان نبوده اند و یا کسانی بوده اند که در ترجمه هرگز دعوای شیعه و سنی را مد نظر نداشته اند و از اهل سنت بوده اند ) و تطبیق معادل فارسی کلماتی که معادل انگلیسی « ولی » و مشتقات ان هستند می توان براحتی در مورد معنای واقعی « ولی » قضاوت کرد .
قبل از ورود به بحث آیه 6 احزاب را یادآور می شویم : النبی اولی بالمومنین من انفسهم ( پیامبر به مومنان از خودشان سزاوارتر است) این "اولی" و همچنین "اولی الامر" در آیاتی نظیر اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ( اطاعت کنید از خدا و رسول و اولی الامر) دقیقا با "ولایت" و موضوع "ولی" در ارتباط است و هیچ شخصی این موضوع را منکر نمی شود اما وقتی بحث "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" پیش می آید برداشتها تغییر می کند . در اینجا وارد بحث اصلی نمی شویم و فقط شواهدی از قرآن و ترجمه های اهل سنت(به انگلیسی چون عمده برداشتهای متفاوت در عربی و فارسی است) برای معنای "ولی" را بررسی می کنیم.
اینک جدولی از کلمات « ولی » و مشتقات ان در قران و تعداد تکرار انها :
وَلِیُّ - وَِلِیٍّ - وَلِیٌّ - وَلیاً - وَلیُّکُمُ- َولیُّنا - وَلیُّهُ - وَلیُّهُمُ - وَلیُّهُمْ- وَلیُّهُما - وَلیَّی - وَلِیِّ
وَلىُّ
۱ - البقرة : 257
اللَّهُوَلىُّ الَّذِینَ ءَامَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطغُوت یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئک أَصحَب النَّارِ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ(257)
خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مىبرد. (اما) کسانى که کافر شدند، اولیاى آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوى ظلمتها بیرون مىبرند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
اینک چند ترجمه انگلیسی مشهور( موردی ):
YUSUFALI:
Allah is the Protector of those who have faith
PICKTHAL: Allah is the Protecting Guardian of those who believe
SHAKIR: Allah is the guardian of those who believe
Irving:
God is the Patron of those who believerashad khalife: GOD is Lordof those who believe
Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan: Allâh is the Walî (Protector or Guardian) of those
who believe
حال ترجمه فارسی هر کدام از اصطلاحاتی که معادل « ولی » ترجمه شده اند :
Protector
نگهدار - پشتیبان - حامی - سرپرست - قیم - نیکدار
guardian
نگهبان - ولی ( اولیاء ) - قیم - سرپرست - مستحفظ
Patron
حافظ - حامی - ولینعمت - مشتری
Lord
صاحب - خداوند - ارباب - فرمانروا - شاهزاده - مالک - لرد
۲ - آلعمران : 68
إِنَّ أَوْلى النَّاسِ بِإِبْرَهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هَذَا النَّبىُّ وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُؤْمِنِینَ(68)
سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروى کردند، و (در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند؛ همچنین) این پیامبر و کسانى که (به او) ایمان آوردهاند (از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است.
و اینک ترجمه های انگلیسی :
YUSUFALI: ... And Allah is the Protector of those who have faith.
PICKTHAL:...and Allah is the Protecting Guardian of the believers.
SHAKIR: ...and those who believe and Allah is the guardian of the believers.
Irving:
... God is the believers' Patron.
rashad khalifa:
...GOD is the Lord and Master of the believers.
Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan: ... And Allâh is the Walî (Protector and Helper) of the believers.
در ترجمه ایه قبلی به معنای اصطلاحات بجز یک مورد اشاره شد ؛
helper
یار - همدست - کمک - یاری دهنده - مددکار
۳ - الجاثیة : 19
إِنهُمْ لَن یُغْنُوا عَنک مِنَ اللَّهِ شیْئاً وَ إِنَّ الظلِمِینَ بَعْضهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلىُّ الْمُتَّقِینَ(19)
آنها هرگز نمىتوانند تو را در برابر خداوند بىنیاز کنند (و از عذابش برهانند)؛ و ظالمان یار و یاور یکدیگرند، امّا خداوند ولی و سرپرست (یار و یاور) پرهیزگاران است!
ترجمه های انگلیسی :
YUSUFALI:
... but Allah is the Protector of the Righteous.
PICKTHAL: ... and Allah is the Friend of those who ward off (evil).
SHAKIR: ... and Allah is the guardian of those who guard (against evil).
Dr.Irving:
... while God is Patron of those who do their duty.
Dr.rashad khalifa:
... while GOD is the Lord of the righteous.
Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan
: ... but Allâh is the Walî (Helper, Protector, etc.) of the Muttaqûn (pious - see V.2:2).
چنانچه مشاهده شد تنها یک مورد ( پیکتال؛ حتی در مورد قبلی چنین ترجمه نکرده بود )که استثنائا انرا friend ( دوست - یار - رفیق ) معنی کرده است .
از انجایی که در تمامی ایات دیگر کمابیش بهمین ترتیب ترجمه کرده اند از ذکر ترجمه های انگلیسی صرفنظر می کنیم و فقط در ذیل ایه ۵۵ مائده ترجمه ها را از نظر خواهیم گذراند .
وَلىٍّ
۴ - البقرة : 107
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْک السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا لَکم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنوَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(107)
آیا نمىدانستى که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلى در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولى(یار ) و یاورى براى شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را مىداند و تعیین مىکند).
YUSUFALI: ... And besides Him ye have neither patron nor helper
PICKTHAL: ... and ye have not, beside Allah, any guardian or helper
SHAKIR:... and that besides Allah you have no guardian or helper
dr.irving
:... you have no patron nor any supporter besides God
Dr. Rashad Khalifa, Ph.D.: ... that you have none besides GOD as your Lord and Master
Dr. Muhammad Taqi-ud-Din Al-Hilali, Ph.D.
Dr. Muhammad Muhsin Khan : ... And besides Allâh you have neither any Walî ( protector or guardian ) nor any helper.
۵ - البقرة : 120
وَ لَن تَرْضى عَنک الْیهُودُ وَ لا النَّصرَى حَتى تَتَّبِعَ مِلَّتهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ مَا لَک مِنَ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(120)
هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههاى آنها شوى، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروى کنى. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پیروى کنى، بعد از آنکه آگاه شدهاى، هیچ یار و یاورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
توضیح : باز هم همه مترجمین کلمه « ولی » را مطابق ایات قبلی ترجمه کرده اند .
۶ - التوبة : 74
یحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا کلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کفَرُوا بَعْدَ إِسلَمِهِمْ وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ یَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلا أَنْ أَغْنَاتُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ مِن فَضلِهِ فَإِن یَتُوبُوا یَک خَیراً لهَُّمْ وَ إِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذَاباً أَلِیماً فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ وَ مَا لهَُمْ فى الأَرْضِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(74)
به خدا سوگند مىخورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفتهاند؛ در حالى که قطعاً سخنان کفرآمیز گفتهاند؛ و پس از اسلامآوردنشان، کافر شدهاند؛ و تصمیم (به کار خطرناکى) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام مىگیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بىنیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، براى آنها بهتر است؛ و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکى کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولىّ و یاور (حامى) دارند، و نه یاورى!
۷- التوبة : 116
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْک السمَوَتِ وَ الأَرْضِ یُحْىِ وَ یُمِیت وَ مَا لَکم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(116)
حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست؛ زنده مىکند و مىمیراند؛ و جز خدا، ولىّ و یاورى ندارید!
۸ - الرعد : 37
وَ لَئنِ اتَّبَعْت أَهْوَاءَهُم بَعْدَ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ مَا لَک مِنَ اللَّهِ مِنوَ کَذَلِک أَنزَلْنَهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَلىٍّ وَ لا وَاقٍ(37)
همانگونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانى دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صریحى نازل کردیم؛ و اگر از هوسهاى آنان -بعد از آنکه آگاهى براى تو آمده- پیروى کنى، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت ( پشتیبانی ) و جلوگیرى نخواهد کرد.
۹ - الکهف : 26
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَیْب السمَوَتِ وَ الأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىٍّ وَ لا یُشرِک فى حُکْمِهِ أَحَداً(26)
بگو: «خداوند از مدّت توقفشان آگاهتر است؛ غیب آسمانها و زمین از آن اوست! راستى چه بینا و شنواست! آنها هیچ ولىّ و سرپرستى جز او ندارند! و او هیچ کس را در حکم خود شرکت نمىدهد!»
۱۰ - العنکبوت : 22
وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فى الأَرْضِ وَ لا فى السمَاءِ وَ مَا لَکم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(22)
شما هرگز نمىتوانید بر اراده خدا چیره شوید و از حوزه قدرت او در زمین و آسمان بگریزید؛ و براى شما جز خدا، ولى و یاورى نیست!»
۱۱ - السجدة : 4
اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض وَ مَا بَیْنَهُمَا فى سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلى الْعَرْشِ مَا لَکُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىٍّ وَ لا شفِیعٍ أَ فَلا تَتَذَکَّرُونَ(4)
خداوند کسى است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [= شش دوران] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعتکنندهاى براى شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمىشوید؟!
۱۲ - الشورى : 8
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لجََعَلَهُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَ لَکِن یُدْخِلُ مَن یَشاءُ فى رَحْمَتِهِ وَ الظلِمُونَ مَا لهَُم مِّنوَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(8)
و اگر خدا مىخواست همه آنها را امّت واحدى قرار مىداد (و به زور هدایت مىکرد، ولى هدایت اجبارى سودى ندارد)؛ امّا خداوند هر کس را بخواهد در رحمتش وارد مىکند، و براى ظالمان ولىّ و یاورى نیست.
۱۳ - الشورى : 31
وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فى الأَرْضِ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(31)
و شما هرگز نمىتوانید در زمین از قدرت خداوند فرار کنید؛ و غیر از خدا هیچ ولىّ و یاورى براى شما نیست.
۱۴ - الشورى : 44
وَ مَن یُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلىٍّ مِّن بَعْدِهِ وَ تَرَى الظلِمِینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب یَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِّن سبِیلٍ(44)
کسى را که خدا گمراه کند، ولىّ و یاورى جز او نخواهد داشت؛ و ظالمان را (روز قیامت) مىبینى هنگامى که عذاب الهى را مشاهده مىکنند میگویند: «آیا راهى به سوى بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!»
وَلىٌ
۱۵ - الأنعام : 51
وَ أَنذِرْ بِهِ الَّذِینَ یخَافُونَ أَن یحْشرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَیْس لَهُم مِّن دُونِهِ وَلىٌّ وَ لا شفِیعٌ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ(51)
و به وسیله آن (قرآن)، کسانى را که از روز حشر و رستاخیز مىترسند، بیم ده! (روزى که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعتکنندهاى جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگارى پیشه کنند!
۱۶ - الأنعام : 70
وَ ذَرِ الَّذِینَ اتخَذُوا دِینهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیَوةُ الدُّنْیَا وَ ذَکرْ بِهِ أَن تُبْسلَ نَفْس بِمَا کَسبَت لَیْس لهََا مِن دُونِ اللَّهِ وَلىٌّ وَ لا شفِیعٌ وَ إِن تَعْدِلْ کلَّ عَدْلٍ لا یُؤْخَذْ مِنهَا أُولَئک الَّذِینَ أُبْسِلُوا بِمَا کَسبُوا لَهُمْ شرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَ عَذَابٌ أَلِیمُ بِمَا کانُوا یَکْفُرُونَ(70)
و رها کن کسانى را که آیین (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاورى دارند، و نه شفاعتکنندهاى!و (چنین کسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانى هستند که گرفتار اعمالى شدهاند که خود انجام دادهاند؛ نوشابهاى از آب سوزان براى آنهاست؛ و عذاب دردناکى بخاطر اینکه کفر مىورزیدند (و آیات الهى را انکار) مىکردند.
۱۷- الإسراء : 111
وَ قُلِ الحَْمْدُ للَّهِ الَّذِى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُن لَّهُ شرِیکٌ فى الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُن لَّهُ وَلىٌّ مِّنَ الذُّلِّ وَ کَبرْهُ تَکْبِیرَا(111)
و بگو: «ستایش براى خداوندى است که نه فرزندى براى خود انتخاب کرده، و نه شریکى در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستىبراى اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار!
۱۸- فصلت : 34
وَ لا تَستَوِى الحَْسنَةُ وَ لا السیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ أَحْسنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَک وَ بَیْنَهُ عَدَوَةٌ کَأَنَّهُ وَلىٌّ حَمِیمٌ(34)
هرگز نیکى و بدى یکسان نیست؛ بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! ( در اینجا " ولى " حکایت از دوستى مى باشد )
وَلِیًّا
۱۹- النساء : 45
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائکُمْ وَ کَفَى بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ کَفَى بِاللَّهِ نَصِیراً(45)
خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ (ولى آنها زیانى به شما نمىرسانند.) و کافى است که خدا ولىِّ شما باشد؛ و کافى است که خدا یاور شما باشد.
۲۰ - النساء : 75
وَ مَا لَکمْ لا تُقَتِلُونَ فى سبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُستَضعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدَنِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک وَلِیًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک نَصِیراً(75)
چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران)تضعیف شدهاند، پیکار نمىکنید؟! همان افراد (ستمدیدهاى) که مىگویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستىقرار ده! و از جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما!
۲۱- النساء : 89
وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سوَاءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ أَوْلِیَاءَ حَتى یهَاجِرُوا فى سبِیلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْث وَجَدتُّمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنهُمْ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(89)
آنان آرزو مىکنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوى یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانى انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یارو یاورى اختیار نکنید!.
۲۲- النساء : 119
وَ لأُضِلَّنَّهُمْ وَ لأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکنَّ ءَاذَانَ الأَنْعَمِ وَ لاَمُرَنهُمْ فَلَیُغَیرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَن یَتَّخِذِ الشیْطنَ وَلِیًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسرَاناً مُّبِیناً(119)
و آنها را گمراه مىکنم! و به آرزوها سرگرم مىسازم! و به آنان دستور مىدهم که (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینشِ پاک خدایى را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولّىِخود برگزیند، زیانِ آشکارى کرده است.
۲۳ - النساء : 123
لَّیْس بِأَمَانِیِّکُمْ وَ لا أَمَانىِّ أَهْلِ الْکتَبِ مَن یَعْمَلْ سوءاً یجْزَ بِهِ وَ لا یجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(123)
(فضیلت و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بدى انجام دهد، کیفر داده مىشود؛ و کسى را جز خدا، ولّىو یاور خود نخواهد یافت.
۲۴- النساء : 173
فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُم مِّن فَضلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ استَنکَفُوا وَ استَکْبرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِیماً وَ لا یجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(173)
امّا آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور کامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبّر ورزیدند، مجازات دردناکى خواهد کرد؛ و براى خود، غیر از خدا، یار و یاورى نخواهند یافت.
۲۵- الأنعام : 14
قُلْ أَ غَیرَ اللَّهِ أَتخِذُ وَلِیًّا فَاطِرِ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ یُطعِمُ وَ لا یُطعَمُ قُلْ إِنى أُمِرْت أَنْ أَکونَ أَوَّلَ مَنْ أَسلَمَ وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشرِکِینَ(14)
بگو: «آیا غیر خدا را ولىّخود انتخاب کنم؟! (خدایى) که آفریننده آسمانها و زمین است؛ اوست که روزى مىدهد، و از کسى روزى نمىگیرد.» بگو: «من مأمورم که نخستین مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش!»
۲۶- الکهف : 17
*وَ تَرَى الشمْس إِذَا طلَعَت تَّزَوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَات الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضهُمْ ذَات الشمَالِ وَ هُمْ فى فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِک مِنْ ءَایَتِ اللَّهِ مَن یهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضلِلْ فَلَن تجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِداً(17)
و (اگر در آنجا بودى) خورشید را مىدیدى که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل مىگردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در محل وسیعى از آن (غار) قرار داشتند؛ این از آیات خداست! هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعى اوست؛ و هر کس را گمراه نماید، هرگز ولىّو راهنمایى براى او نخواهى یافت!
۲۷- مریم : 5
وَ إِنى خِفْت الْمَوَلىَ مِن وَرَاءِى وَ کانَتِ امْرَأَتى عَاقِراً فَهَب لى مِن لَّدُنک وَلِیًّا(5)
و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسدارى از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود ولى (جانشینى) به من ببخش...
۲۸- مریم : 45
یَأَبَتِ إ ...
متن در سایت قبلی ناقص شده و در صورتیکه در بین یادداشتهایم یافتم حتما تکمیلش خواهم کرد.
بنام خدا
1- در ماجرای صلح حدیبیه اتفاقات تلخی افتاد و «گردن زن» بابی ادبی و تحجر خود حضرت رسول (ص) را رنجاند و در ماجرای پسر سهیل علنا فتنه انگیزی کرد که شاید در خوشبینانه ترین حالت حمل بر تندروی کرد که در مجال بهتری بطور بسیط شرح داده می شود.
2- از ماجراهای سال نهم هجری ، ماجرای دلگیری پیامبر(ص) از همسران خود می باشد که بنا به دلایلی از آنها کناره گیری کرد و در چهاردیواری کوچکی درپشت بام که با نردبان رفت و آمد داشته ، خلوت می گزیند و حتی نردبان را بالا می کشد تا کسی مزاحمش نشود .این شایعه که پیامبر زنانش را طلاق داده در جامعه پیچید . روزی عمر به خانه پیامبر مراجعه کرد و پیامبر او را نپذیرفت. عمر عصبانی شد و فریاد زد که شاید رسول خدا گمان می کند که من برای شفاعت حفصه آمده ام . بخدا سوگند اگر رسول خدا فرمان دهند سر حفصه را از تن جدا می کنم.
اینهم نمونه ای دیگر از علاقه مفرط(!) به گردن زنی "گردن زن" ما.
البته تاریخ در جای دیگری هم برای بار دیگر از گردن زنی گردن زن حکایت دارد که برای ثبت در این فیش برداری اضافه می کنم و چون موضوع خیلی معروفی است بصورت کاملا خلاصه اشاره می کنم.
3-وقتی خبر فوت پیامبر اکرم در جامعه مدینه پیچید ، دردم در مسجد النبی با التهاب و اضطراب تمام اجتماع کردند و وقتی موضوع فوت پیامبر به گوش عمر رسید شمشیرش را از نیام کشید و مردم را تهدید کرد:
- هرکس بگوید پیامبر از دنیا رفته است گردنش را می زنم!
مشهور است که ابوبکر جهت سرکشی به خارج از مدینه رفته بود،برگشت و شهر را ملتهب دید و چون عصبانیت عمر را دید (یا شنید) آیه ای از قرآن خواند مبنی بر فوت پیامبر و مردم را آرام کرد.
بنام خدا
گرچه با گرویدن به اسلام، رفتارهای جاهلی به فراموشی سپرده می شود اما بهرحال نشان از ذات و سرشت آدمی دارد. مشرکان مکه واجد هر رفتار و ظلمی هم اگر بودند، "آزار زنان" کمتر به چشم می خورد. مواردی چون آزار و اذیت و شکنجه و در نهایت شهادت سمیه (اولین شهیده) کمتر دیده شده گرچه همین مورد هم توسط ابوجهل دایی عمر بن خطاب صورت گرفته است.
موضوع خشونت عمر بر علیه خواهرش در ماجرای اسلام آوردنش را در چند پست قبلی نوشتم و اینک ماجرای شکنجه کنیز عمر به نقل از کتاب "زندگی فاروق اعظم عمربن خطاب" مولف علامه شبلی نعمانی (مترجم: عبدالله پا سالاری):
"... وقتی ندای اسلام به گوشش(عمر) رسید خیلی عصبانی شد و با کسانی از خاندانش که به اسلام مشرف شده بودند به دشمنی برخاست. "لبیبه" کنیزی که در خانواده فاروق بود چون به اسلام مشرف شده بود، فاروق آن قدر او را می زد که خسته می شد و می گفت پس از اینکه خستگی ام رفع شد باز زدن را آغاز می کنم.
گذشته از این کنیز، به هر کس که می رسید هیچ شکنجه ای از او مضایقه نمی نمود..."( ص 52 کتاب مذکور).
گرچه دیگر از این "هر کس" دیگر اسمی به میان نمی آورد. قهرمان کشتی گیر گردن زن ما مثل دایی جاهل و ابوجهل اش فقط کنیزها و زن ها را کتک می زده است.
بنام خدا
معدیکرب بن قیس کندی معروف به اشعث ( ژولیده موی) بن قیس در سال وفود( سال نهم که قبایل با دیدن قدرت و پیروزی مسلمانان با پیامبر پیمان می بستند و بعضا اسلام می آوردند) اسلام آورد ولی با فوت پیامبر مرتد شد و با ابوبکر بیعت نکرد و با خلیفه مسلمین جنگید و شکست خورد و امان خواست و تسلیم شد.
ابوبکر خواهر نابینای خود ام فروه را به او تزویج کرد و فرزندانی از این ازدواج بدست آوردند.
خود اشعث در زمان امام علی (ع) سرور منافقان بود و باعث رهایی معاویه از شکست در لیله الهریر شد و حکمیت را و بخصوص ابوموسی اشعری را به امام تحمیل کرد و حتی بعضی از مورخین معتقدند که ابن ملجم را در شهادت امام یاری رساند.
و اما اولاد این ازدواج نا مبارک:
1- جعده که همسر امام حسن(ع) شد و با فریب معاویه به ایشان سم خوراند و ایشان را به شهادت رساند.
2- محمد بن اشعث که داروغه کوفه بود و مسلم بن عقیل را فریب داد و اسیر کرد و باعث شهادت ایشان شد.او همچنین باعث قتل هانی ابن عروه شد.
3- قیس بن اشعث که فرمانده قسمتی از لشکریان ابن زیاد در کربلا بود و سهم زیادی در شهادت یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا داشت و جامه حضرت را پس از شهادت ایشان ربود!
آیا این ازدواج برنامه ریزی شیطان بود؟!
پ ن : ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه در باره این مرد می گوید که لشکریان خلیفه ، دشمنان و مرتدان از خاندان ولیعه را در حصاری به محاصره درآورده بود که اشعث سرپوشیده به دیدن سرداران اسلام آمد و در برابر زنده ماندن خود و ده نفر از کسانش ، راه نفوذ به قلعه را نشان داد که لشکریان پس از فتح هشتصد نفر را کشتند. لذا به همین دلیل امام علی (ع) وقتی در منبر سخنرانی می کرد اشعث که سرور منافقان زمان امام بود طعنه ای زد و امام او را باعنوان « مردی که خاندانش را به لبه شمشیر هدایت کرد» خطاب کرد.